دوشنبه‌ها در اُسلو

دوشنبه یکی از ۷ روزِ تعریف شده نیست، دوشنبه رنج و ملال من است.

دوشنبه‌ها در اُسلو

دوشنبه یکی از ۷ روزِ تعریف شده نیست، دوشنبه رنج و ملال من است.

ساغر باش؛ برسان خود را به وِی، به سلامی پر از مِی، و بمان.

آغوش امن اغتشاش

چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۲۹ ب.ظ

‏گاز گرفتن دست مبصر کلاس‌پنجمی‌ها کار من بود.

‏نامه نوشتن واسه پسرک موردعلاقه‌ی رفیقم سر کلاس کار من بود.

‏دعوا با بچه‌ی پرروی ناظم مدرسه یکی از اولین روزهای مهر ۸۷ کار من بود.

‏کشیدن صندلی از زیر شاگرد اوّل کلاس، کار من بود.

‏بُزخٙر کردن خوراکی‌های غرفه‌های خیریه‌ی بقیه کلاس‌ها، کار من بود.

اون کاغذ شعرِ شکسته روی میز معلم ادبیات کار من بود.

‏قفل کردن اسمارت‌بورد کلاس وقتی معلم عربی داشت روش فعل صرف می‌کرد، کار من بود.

‏دادن اولین سیگار به رفیق پسر ورزشکارم قبل مسابقه، کار من بود.

‏جابه‌جا کردن لنگه‌های کفش‌های جفت‌شده‌ی پشت در نمازخونه، کار من بود.

‏تبلیغ رؤیای روزانه‌ی ضربه به باسن ناظم دبیرستان بعد از فارغ‌التحصیلی، کار من بود.

‏بیرون کشیدن دوستام از کلاس زنگ اول و پهن کردن سفره‌ی صبحونه توی دالون حیاط پشتی، کار من بود.

‏امضاهای رضایت‌نامه‌های یک سوم کلاس، کار من بود.

‏ساکت نگه داشتن کلاس واسه خواب موندن رفیقم روی میز معلم تا رسیدنش، کار من بود.

‏زرزرهای موهوم سر کلاس، کار من بود.

‏دزدیِ کتاب چاپ‌اول عتیقه‌ی المپیاد از کتابخونه، کار من بود.

‏کوبیدن میخ به دیوار کنار تخته‌ی کلاس و آویزون کردن تابلوی نقاشی هم‌کلاسی سال ۹۳، کار من بود.

  • ۹۷/۰۷/۲۵

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی