دوشنبه‌ها در اُسلو

دوشنبه یکی از ۷ روزِ تعریف شده نیست، دوشنبه رنج و ملال من است.

دوشنبه‌ها در اُسلو

دوشنبه یکی از ۷ روزِ تعریف شده نیست، دوشنبه رنج و ملال من است.

ساغر باش؛ برسان خود را به وِی، به سلامی پر از مِی، و بمان.

تو سیل کلماتی، من بی‌دست و پام.

چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ۱۲:۰۹ ق.ظ

‏ادعا، اتهام، حوا رو هوا برداشت؛ آدم حرفاش شد باد هوا، اکتفا، حتی با خودشم نبوده روراست، اشتها، اشتباه، سرمای انتقام، ویترین آرزوها، سر سنگین از میگرن و دود سیگار، چشمای بی‌حال، زرق و برق روز و انزوای شب‌ها، کلام و سلام، قلم و استفراغ.

‏ترس از فقدان، تقلای وجدان، باورهای شناور ریشه‌پنهان، لذت ابهام، فوران درد از حدقه‌ی چشمام، حقه‌ی طبیعت، گوگرده نفس‌هام، خلاء منظره، افق باانتها، دست‌های قفل‌شده پشت‌سر اتفاق.

‏تو سیل کلماتی، من بی‌دست‌وپام، محکوم به سکوت، مجبور به عبور، مایل به سقوط، پشت میله‌های امتداد، ریسه‌ی صدا، نور دیده‌ها، مژگون زال، زبون ل‍ال، پیشونی سیاه، گوش‌های چهار، زحمت رویا، ذلت خواب، تو طرح سوالی، من فراری از جواب.

  • ۹۷/۰۷/۲۵

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی